پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی

پایان نامه کارشناسی ارشد رشته روانشناسی تربیتی

عنوان:

تعیین تأثير روش يادگيري مشاركتي در درس علوم تجربي بر افزايش خلاقيت دانش آموزان

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده درج نمی گردد

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

تکه هایی از متن به عنوان نمونه :

مقدمه

تغییر و تحولات سریع و روز افزون چند دهه ی اخیر شرایطی را به وجود آورده که بشر ها قبل از درک دنیای امروز و سازگاری با آن با دنیای جدید دیگری روبه رو شوند. اگر چه همگان در گسترش دانش و فناوری های ایجاد کننده تغییرات سریع تأثیر ندارند، اما همگان بدون در نظر داشتن ملیت، نژاد و فرهنگ، خواسته و ناخواسته با درجات متفاوت تحت تأثیر این تغییرات قرار می گیرند. گذر باشتاب و پیشرونده از گذشته به حال و از حال به آینده که ماهیتی جهانی، همه گیر و فرا ملیتی دارد، مؤسسات آموزشی و پرورشی و راهبردهای یاددهی- یادگیری مورد بهره گیری آن ها را در معرض چالش های دشواری قرار داده می باشد. ادامه بقای نظام های تعلیم و تربیت از طریق آموزش سنتی، تکیه بر مطالب مندرج در کتاب های درسی، نگاه به دانش آموز به عنوان موجودی مطیع و گیرنده و محور دانستن معلم در جریان تعلیم و تربیت در دنیای پرشتاب امروز امکان پذیر نیست. با درک این واقعیت، در سه دهه اخیر در آموزش و پرورش کشورهای گوناگون(با سرعت و کیفیت متفاوت) چند تحول اساسی (با اهمیت متفاوت) به وقوع پیوسته می باشد. این تحولات را می توان در سه گروه کلی طبقه بندی نمود:

  1. آموزش و یادگیری فعال، مشارکتی، دانش آموزمحور و فرایند محور
  2. بهره گیری از فناوری اطلاعات در جریان آموزش و یادگیری
  3. در نظر داشتن آموزش مهارت جهانی نگریستن به زمینه های مختلف(کیامنش، 1383).

با در نظر داشتن مواردی که ذکر گردید یکی از اهداف عمده آموزش و پرورش، توانایی حل مسأله، آفرینندگی، خلاقیت و ابتکار در دانش آموزان می باشد. با این توانایی ها دانش آموزان می توانند با شرایط گوناگون زندگی و موقعیت های جدید سازگار شوند. رشد این توانایی ها از طریق روش های تدربس فعال میسر می باشد(آرمند، 1374).

با این تفاصیل در نظام آموزشي ايران مدت هاست که با تكيه بر روش سنتي، به ويژه سخنراني،شاگردان را به حفظ و تكرار مفاهيم علمي ترغيب مي كنند و عليرغم اين كه در محافل علمي و تربيتي و حتي اجرايي صحبت از فعال بودن شاگرد رشد فكري و آزادانه انديشي مي گردد اما عملاً چنين نگاه هايي جنبه ي شعارگونه به خود گرفته اند. از سوي ديگر صحبت از تقويت روحيه همكاري و رفاقت در بين شاگرادن و رشد اجتماعي آنان مي گردد. اما در اقدام نه تنها گام مؤثري در اين راستا برداشته نمي گردد بلكه اغلب اوقات همكاري و رفاقت به نوعي رقابت تبديل مي گردد كه نتيجه ي آن افزايش حس حسادت، كينه و دشمني در بين شاگرادن می باشد. سبك غالب در اكثر آموزش هاي كلاسي سنتي می باشد به اين معنا كه شاگردان در زمينه يادگيري مفاهيم درسي، كمتر با موقعيت هاي چالش آور روبه رو مي شوند. فرصت هاي كمتري براي تعامل، همفكري، همكاري و بحث و گفتگوي معلم با شاگرد و شاگردان با يكديگر فراهم مي گردد. دانش آموزان به يادگيري طوطي وار ترغيب مي شوند، رقابت جايگزين همكاري مي گردد و احتمال خطر جمع گريزي و گوشه گيري در بين شاگردان افزايش مي يابد(كرامتي،1384).

يكي از ويژگي هاي روش تدريس مؤثر، ايجاد موقعيت هاي معنادار براي فعاليت دانش آموز می باشد، موقعيت معنادار موقعيتي می باشد كه در آن تجربه هاي يادگيري رغبت انگيز و رضايت بخشي براي كودك فراهم مي گردد(ملكي، 1385).

فرآيند يادگيري به معناي كسب معلومات از كتاب ها، به رشد و ايجاد تفكر خلاق كمك نمي كند. دانش آموزان براي يادگيري نياز به محيطي مناسب دارند كه بتوانند با آن تعامل داشته باشند، ايجاد چنين محيطي بر عهده ي معلمان و مسئولان آموزشي می باشد. معلماني كه به شيوه ي زماني ارزش بدهند از عقايد جديد دانش آموزان اگاه باشند و با در نظر داشتن عقايد دانش آموزان، سؤال هاي عجيب و غريب آنان را جدي تلقي كنند، اعتماد دانش آموزان را جلب كرده و آنان را در پرورش استعدادها و توانايي هايشان ياري مي دهند.

پس با در نظر داشتن اينكه آموزش موجود در مدارس، دانش آموزان را به تفكر قالبي (همگرا) عادت داده می باشد، جا دارد مسئولان امر آموزش بويژه معلمان به تأثیر اهميت روش هاي تدريس فعال توجه نمايند تا بتوانند موجبات رشد ديگر ويژگي هاي اجتماعي و خلاق را در دانش آموزان فراهم نمايند. پژوهش حاضر نيز با در نظر گرفتن اينكه روش يادگيري مشاركتي مانند روش هاي تدريس فعال می باشد كه مي تواند شرايط لازم را براي ايجاد تفكر خلاق و رشد توانايي هاي بالقوه دانش آموزان و همچنين پيشرفت تحصيلي آنان را در درس علوم تجربي فراهم آورد انجام شده می باشد.

اظهار مسأله

تعلیم و تربیت در دنیای امروز مفهومی متفاوت با گذشته دارد. تحول علم و فناوری، ضرورت تحول در فرایند فعالیت های آموزشی را انکارناپذیر ساخته می باشد. هیچگاه نمی توان با طرز تلقی گذشته و سوگیری های کهنه به دانش آموزان و تربیت آن ها نگریست. نظام های آموزشی امروزی، بایستی نیروهایی را تربیت کنند که در درک دنیای پیچیده موجود توانمند و در مدیریت و رهبری آن خلاق و مبتکر بوده و منطقی رفتار نمایند. تربیت بشر های متفکر و خلاق روش خاص خود را می طلبد، قالب ها و چهارچوب های گذشته هیچگاه نمی تواند چنین بستر و موقعیتی را فراهم سازند، متأسفانه در بسیاری از نظام های آموزشی به دلیل گسترش و توسعه سریع مدارس و به کارگیری نیروهای اجرائی غیر متخصص و تربیت نشده، عاداتی نامطلوب بر فرایند تدریس حاکم شده می باشد؛ مخصوصا آن دسته از عادت های غلطی که جانشین همفکری، تعامل و مشارکت دانش آموزان در کلاس درس شده اند و هر گونه آزادی اندیشه، نقادی و نوآوری را از آن ها گرفته اند و به جای بهره گیری از روشهای جدید و فعال تدریس و یادگیری بر اجرای روش های سنتی پافشاری می کنند(شعبانی، 1383).

همچنین بایستی توجه داشت که در آموزش كودكان تنها مواد آموزشي نيستند كه از اهميت برخوردارند بلكه نحوه آموزش يا كيفيت آموزش، سطح رشد آن ها، علايق و تجربيات آن ها نيز در امر آموزش تأثير فراوان دارد اين عقيده باعث شده كه روش هاي انتخابي براي ارائه مطالب آموزش بيشتر مورد توجه متخصصان قرار گيرد(ابراهيمي قوام، 1388).

محققان عقیده دارند همه بشر ها در كودكي از تفكر خلاق برخوردارند، لكن عدم وجود محيطي مناسب و بي توجهي و عدم تقويت اين توانايي مانع ظهور آن مي گردد. براي هر جامعه اي وجود افراد خلاق اهميت زيادي دارد. زيرا در دوره انتقال و تغيير نياز مبرمي به راه حل هاي خلاق براي مسائل حال و آينده خود دارند(اديب نيا، 1388).

بنابراين يكي از ضروري ترين تحولات در نظام هاي آموزشي، تحول در توجه و راهبردهاي ياددهي-يادگيري می باشد كه مورد بهره گیری معلمان و مديران اجرايي نظام آموزشي داشته باشند؛ زيرا نظريه ها و رويكردهاي تحول آفرين در فرآيند اجرا با بهره گیری درست از راهبردهاي ياددهي-يادگيري هويت مي يابند و كارايي و مفيد بودنشان مشخص مي گردد بهترين برنامه در فرآيند اجراي نامطلوب ممكن می باشد به انحراف كشيده گردد و نتيجه ي معكوس به بار آورد. مسئولان و مجريان نظام هاي آموزشي بايد باور كنند كه نظريه ها و اجراي برنامه هاي درسي عناصري انفكاك ناپذير هستند و تأثير متقابل بريكديگر دارند(شعباني، 1383).

بر اساس ديدگاه صاحب نظران و متخصصان تعليم و تربيت، نهادهاي آموزشي بايد کوشش كنند كه توانايي هاي خلاق دانش آموزان را در فرآيند آموزشي صحيح پرورش دهند. زيرا در دنياي آينده نيازمند بشر هاي متفكر و خلاق مي باشد. قدرت آفرينندگي مي تواند در حل مسائل زندگي افراد و سازگاري آن ها با محيط بسيار مؤثر باشد.

یادگیری مشارکتی[1] روش تدریسی می باشد که توجه زیادی را در طول سه دهه­ی اخیر به خود جلب نموده می باشد پژوهش های بسیاری انجام شده­اند مبنی بر این­که اگر دانش­آموزان فرصت­های برای تعامل با یکدیگر جهت دستیابی به اهداف مشترک را داشته باشند هم از لحاظ تحصیلی و هم از لحاظ اجتماعی پیشرفت خواهندکرد (جانسون و جانسون[2]، 2002، لئو[3] و همکارانش، 1996، اسلاوین[4]، 1996، به نقل از گیلیس[5] ،2010). تعاملات دانش­آموزان فرصت­هایی را برای بهبود مهارت­های اجتماعی و به گونه کلی برای حل معضلات گروهی و ارائه راه حل های خلاق ایجاد می کند(ارال و فارم[6]، 2009).

متأسفانه در بسياري از نظام هاي آموزشي، آموزش به شوه يادگيري مشاركتي چندان مورد توجه نيست. كتاب هاي درسي معمولاً به گونه اي نگارش يافته اند كه تنها انبوهي از حقايق علمي را به دانش آموزان منتقل مي كنند. و معلمان نيز در فرآيند اجراء اغلب با بهره گیری از شيوه هاي سنتي فرصت هرگونه انديشيدن و خلاقيت را از دانش آموزان مي گيرند. با در نظر داشتن چنين مسأله اي محقق درصدد پاسخگويي به دو سئوال می باشد:

  1. آيا بين يادگيري مشاركتي در درس علوم تجربي با خلاقيت دانش آموزان ارتباط هست؟
  2. آیا بین یادگیری مشارکتی در درس علوم تجربی با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ارتباط هست؟

در این پژوهش براي دست يابي پاسخ چنين سؤال هايي، كتاب علوم تجربي پايه پنجم ابتدايي را كه توسط دفتر برنامه ريزي و تأليف كتب درسي براي تدريس در مدارس ابتدايي در سال 90-1389 تأليف و ارائه شده می باشد را بر اساس الگوي يادگيري مشاركتي اجرا نمودیم و تأثير چنين آموزشي را بر ميزان رشد خلاقيت و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار دادیم.

اهميت و ضرورت تحقيق

اكثر اوقات خلاقيت به عنوان قلمرو اعضاي هنرهاي خلاق نگريسته مي گردد كه قلمرو آن در گروه هاي علمي مدرن قرار داشته و مي توانيد شواهد آن را در دور و بر خود ببينيد. در دنياي واقعي بشر به وسيله محصولات تصور خلاق احاطه شده می باشد. در جهان واقعي وجود مهارت هاي خلاق يك امر ضروري می باشد زيرا آن ها براي توليد، طراحي، بازاريابي، بسته بندي، مديريت، مراقبت كودكان، تدريس، مهندسي، تزئينات منزل و خانه داري، معماري، آشپزي، نوشتن، تحقيق و توسعه، توسعه تأسيس شركت ها و موارد ديگر مورد نياز هستند. در واقع مهارت هاي خلاق براي همه ي افرادي كه با تفكراتي در زمينه ايده ها و فنون جديد و يا حل مسأله درگير هستند ضروري مي باشد. خلاقيت[7] يك رشته تحصيلي نيست بلكه يك ابزار شناختي ضروري می باشد كه به تمرين و ممارست نياز دارد(پتي، ترجمه ابراهیمی قوام و عباس صادقی، 1385).

توين بي [8]، معتقد می باشد اگر جامعه نتواند از موهبت خلاقيت حداكثر بهره گیری را بنمايد و بدتر از اين، اگر اين توانايي را سركوب كند، بشر ديگر از حق ذاتي اش يعني اشرف مخلوقات بودن محروم مي گردد، زيرا در آن صورت كم ثمرترين مخلوقات می باشد. همين دليل كافي می باشد كه جامعه براي تعليم و تربيت خلاق اولويت قائل گردد. با در نظر داشتن مدت زمان زيادي كه بچه ها در مدرسه مي گذرانند مي توان گفت كه تجربه هاي مدرسه تأثیر اساسي در تحقيق خلاقيت آنان در آينده را داراست، لكن تحقيقات نشان داده می باشد كه افراد برجسته به ندرت از مدرسه و معلمانشان به عنوان عامل مؤثر مهمي در رشد توانايي ها و خلاقيتشان يا نموده اند(اديب نيا، 1388).

در بسياري از يادگيري ها، از يادگيرنده انتظار مي رود كه دانش ها، فنون و ايده هايي كه توسط ديگران مطرح مي گردد را دريافت كند. كار خلاق در اين ارتباط يك استثناء بسيار مهم می باشد كه اغلب توسط معلمان و افراد ديگر به خوبي درك نشده و كمتر از ارزش واقعي خود مورد توجه قرار مي گيرند(پتي[9]، ترجمه ابراهیمی قوام و عباس صادقی، 1385).

در حالي كه اگر بخواهيم به آينده كشورمان بينديشيم چاره ای غیر از اين نداريم كه به جاي در نظر داشتن پيش پا افتادگي ها و جهش هاي تحصيلي و مدرك گرايي ها، شيوه هاي آموزش خلاق را در مدارسمان به كار گيريم. یکی از راه های رسیدن به این مهم این می باشد که یک جو مشارکتی و همکارانه در مدارس ما حاکم گردد. بدین ترتیب برای اینکه رقابت در مدارس تبدیل به رفاقت گردد، و برای اینکه روحیه همکاری و مشارکت در بین یادگیرندگان و مدرسان تقویت گردد و همه دانش آموزان در امر یادگیری مطالب درسی و پیشرفت تحصیلی و دست یابی به روحیه ای خلاق، به موفقیت دست یابند، به کارگیری رویکرد یادگیری مشارکتی با در نظر داشتن انعطاف پذیری که دارد در آموزش و یادگیری دروس مختلف به ویژه دروس تجربی که به تجارب مشترک یادگیری نیازمندند، می تواند بسیار مفید و اثربخش باشد.

یکی از ضرورت های انجام این پژوهش، ضرورت توسعه روحیه رفاقت و همکاری و ایجاد زمینه پیشرفت تحصیلی مطلوب تر و همچنین ایجاد خلاقیت و ایجاد روحیه خلاق در بین دانش آموزان مدارس می باشد. از آنجایی که یکی از اهداف مدارس کشورمان رشد همه جانبه دانش آموزان در تمامی ابعاد فکری، عاطفی و اجتماعی می باشد، به کارگیری یادگیری مشارکتی به عنوان یک روش یادگیری فعال می تواند برای این هدف، مورد بهره گیری معلمین و دانش آموزان در مدارس کشورمان قرار بگیرد. در این پژوهش ما به مطالعه تأثیر الگوی یادگیری مشارکتی بر خلاقیت و پیشرفت تحصیلی می پردازیم تا در صورت گرفتن نتیجه مثبت، در مدارس کشورمان بهره گیری بهتری از آن به اقدام آوریم.

اهداف تحقيق

   اهداف كلي:

  • تعیین تأثير روش يادگيري مشاركتي در درس علوم تجربي بر افزايش خلاقيت دانش آموزان.
  • تعیین تأثير روش يادگيري مشاركتي در درس علوم تجربي بر پيشرفت تحصيلي دانش آموزان.

    اهداف جزئي:

  1. مشخص کردن تأثير روش يادگيري مشاركتي در درس علوم بر شاخص رواني(سيالي)[10] تفكر دانش آموزان
  2. مشخص کردن تأثير روش يادگيري مشاركتي در درس علوم بر شاخص انعطاف پذيري[11] تفكر دانش آموزان
  3. مشخص کردن تأثير روش يادگيري مشاركتي در درس علوم بر شاخص اصالت[12] تفكر دانش آموزان
  4. مشخص کردن تأثير روش يادگيري مشاركتي در درس علوم بر شاخص بسط[13] تفكر دانش آموزان

فرضيه هاي تحقيق

فرضيه های اصلي:

  • روش يادگيري مشاركتي در درس علوم بر افزايش خلاقيت دانش آموزان مؤثر می باشد.
  • روش يادگيري مشاركتي در درس علوم بر پيشرفت تحصيلي دانش آموزان مؤثر می باشد.

فرضيه هاي فرعي:

  1. روش يادگيري مشاركتي در درس علوم بر شاخص سيالي(رواني) تفكر دانش آموزان مؤثر می باشد.
  2. روش يادگيري مشاركتي در درس علوم بر شاخص انعطاف پذيري تفكر دانش آموزان مؤثر می باشد.
  3. روش يادگيري مشاركتي در درس علوم بر شاخص اصالت تفكر دانش آموزان مؤثر می باشد.
  4. روش يادگيري مشاركتي در درس علوم بر شاخص بسط تفكر دانش آموزان مؤثر می باشد.

تعريف مفاهيم تحقيق

الف: تعاريف نظري

  • الگوي يادگيري مشاركتي: در يادگيري به شيوه مشاركتي دانش آموزان دل به جمع مي سپارند و هرچه دارند در اختيار ياران گروه قرار مي دهند و خود هم از داشته های ديگران بهره مند می شوند. مناسب ترين شكل بهره گیری از يادگيري هميارانه، ايجاد فضاي عاطفي بين اعضاي گروه، يادگيري اشتراك در هدف، سهيم بودن در ابزار و وسايل و بحث ميان گروهي می باشد(آقازاده، 1377).
  • خلاقيت: عبارت می باشد از فرايند حس كردن مشكلات، شكاف دراطلاعات، عناصر گم شده، چيزهاي ناجور حدس زدن و فرضيه سازي درمورد ي اين نواقص و ارزيابي و آزمون اين حدس ها و فرضيه ها، تجديد نظر كردن و دوباره آزمودن آن ها و بالاخره انتقال نتايج (تورنس 1988، به نقل از سيف،1387).
  • پيشرفت تحصيلي: مقصود از پيشرفت تحصيلي سنجش عملكرد يادگيرندگان و مقايسه نتايج حاصل با هدفهاي آموزشي از پيش تعيين شده به مقصود تصميم گيري در اين باره می باشد كه آيا فعاليت هاي آموزشي معلم و كوشش هاي يادگيري دانش آموزان به نتايج مطلوب انجاميده می باشد (سیف ،1387).
  • سيالي(رواني): توليد تعدادي انديشه در يك زمان معين
  • انعطاف پذيري: توليد انديشه هاي متنوع و غير معمول و راه حل هاي مختلف براي مسأله
  • اصالت(تازگي): بهره گیری از راه حل هاي منحصر به فرد و نو
  • بسط(گسترش): توليد جزئيات و تعيين تلويحات و كاربردها (سيف،1387) .

ب: تعاريف عملياتي

  • الگوي يادگيري مشاركتي: یادگیری مشارکتی در این پژوهش روشی می باشد که دانش آموزان برای یادگیری مفاهیم آموزشی به گروه های چهار تا شش نفره تقسیم می شوند به نحوی که در هر گروه هم دانش آموز قوی، هم دانش آموز متوسط و هم دانش آموزش ضعیف وجود داشته باشد و به صورت مشارکتی مطالب و محتوی ارائه شده توسط معلم را مورد مطالعه قرار می دهند. فعالیت ها به صورت مشارکتی و مباحثه ای انجام می گیرد و میانگین نمرات گروه، نمره ارزشیابی نهایی دانش آموزان خواهد بود. تأثیر معلم در اینجا طرح مسأله و نظارت و راهنمایی بر فعالیت ها می باشد.
  • خلاقيت: در پژوهش حاضر خلاقيت عبارت می باشد از نمره اي كه دانش آموزان از آزمون خلاقيت تصويري تورنس (فرمB)، به دست می آورند.
  • پيشرفت تحصيلي: در اين تحقيق مقصود از پيشرفت تحصيلي نمره اي می باشد كه آزمودني ها از آزمون پيشرفت تحصيلي محقق ساخته در درس علوم بدست مي آورند.
  • سيالي(رواني): سيالي(رواني) در اين پژوهش نمره اي می باشد كه آزمودني ها از اين قسمت از آزمون تورنس بدست مي آورند.
  • انعطاف پذيري: انعطاف پذيري در اين تحقيق نمره اي می باشد كه آزمودني ها از اين قسمت از آزمون خلاقيت تورنس بدست مي آورند.
  • اصالت(تازگي): اصالت(تازگي) در اين تحقيق نمره اي می باشد كه آزمودني ها از اين قسمت از آزمون خلاقيت تورنس بدست مي آورند.
  • بسط(گسترش): بسط در اين تحقيق نمره اي می باشد كه آزمودني ها از در نظر داشتن جزئيات در اين قسمت از آزمون تورنس بدست مي آوردند.

***ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل و با فرمت ورد موجود می باشد***

متن کامل را می توانید دانلود نمائید

زیرا فقط تکه هایی از متن پایان نامه در این صفحه درج شده (به گونه نمونه)

اما در فایل دانلودی متن کامل پایان نامه

 با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند

موجود می باشد

تعداد صفحه : 118

قیمت : چهارده هزار و هفتصد تومان

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید